بنر

نسخه چاپي ارسال به دوستان گزارش كامل نشست «به‌كجا چنين شتابان» در فارس؛

شنبه ، 4 ارديبهشت 1389 ، 06:47 Alireza
چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
طالبي: هنر يك فيلمساز، ذائقه‌سازي براي مخاطب است

خبرگزاري فارس: كارگردان سريال «به كجا چنين شتابان» گفت: من به جامعه‌ام توجه مي‌كنم ولي باج به مخاطب نمي‌دهم. به نظرم يكي از كارهاي هنرمند و فيلمساز ذائقه‌سازي است و اگر صرفا به ذائقه‌هاي مرسوم توجه كني، كم كم رو به پايين مي‌روي.

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، نشست نقد و بررسي سريال «به كجا چنين شتابان» با حضور «ابوالقاسم طالبي» كارگردان و «رضا رويگري» بازيگر و خبرنگاران و دبير گروه هنر خبرگزاري فارس برگزار شد. ابوالقاسم طالبي متولد 1340 اصفهان، فارغ التحصيل حقوق قضايي است. او نخستين فعاليت‌هاي هنري خود را با نگارش قصه‌هاي كوتاه آغاز كرد و با ساختن چند فيلم كوتاه 16 ميلي متري و ويدئويي و با دستياري كارگرداني در فيلم «بربال فرشتگان» (جواد شمقدري) فعاليت سينمايي خود را آغاز كرد. طالبي پست‌هاي مديريتي مختلفي در طول سه دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي برعهده داشته است. او يكي از مؤسسان موسسه رسانه‌هاي تصويري و مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در دوران وزارت مصطفي مير سليم بوده است. طالبي از سال 1374 فعاليت مطبوعاتي خود را با مديرمسئولي و سردبيري هفته‌نامه «سينماويدئو» آغاز كرد. فيلم‌هاي ويرانگر، آقاي رئيس‌جمهور، نغمه، جنگ كودكانه، عروس افغان، دست‌هاي خالي و دو سريال بازگشت پرستوها، به‌كجا چنين شتابان از فعاليت‌هاي سينمايي و تلويزيوني وي در 15 سال اخير هستند. * بعد از سال 76، ترجيح دادم در سينما ايستادگي كنم و فيلم بسازم در بخش اول اين نشست، ابوالقاسم طالبي درباره عدم ساخت سريال در سال‌هاي اخير و 12 سال پس از «بازگشت پرستوها» و اين كه استقبال مردم از آن سريال در زمان خود مي‌توانست ادامه حضور وي را در تلويزيون تثبيت كند، گفت: از آنجا كه همواره بدنه دولت از جناحي خاص بوده و در زمينه مديريت فرهنگي نيز اين ديد جناحي وجود داشته، در آن مقطع من را به عنوان يك سينماگر جناحي مي‌ديدند و زماني كه قصد ساخت «بازگشت پرستوها» را داشتم، نيروهايي كه فعال بودند، خيلي مايل به حضور من در تلويزيون نبودند اما سال‌ها بعد و در زمان آقاي لاريجاني و ضرغامي، از من دعوت‌هاي بسياري شد. زمان آقاي لاريجاني قرار بود سريال «طلاق» را بسازم اما به دليل كمبود امكاناتي كه تلويزيون در اختيار ما قرار مي‌داد، نتوانستم آن را بسازم. به همين دليل پس از «بازگشت پرستوها» دوباره برگشتم به سينما كه آن دوره هم فضاي دوم‌خرداد در سينما حاكم شده بود و تقريبا همه آدم‌هايي كه از سينما زخمي ديده بودند و ناراحت بودند، به تلويزيون آمده بودند. اما در همان زمان، من به سينما رفتم و ايستادگي كردم و فيلم ساختم. وي ادامه داد: من در تمام آثارم حرفم را مي‌زنم. من مي خواهم از انقلاب اسلامي دفاع كنم و با كسي رودربايستي هم ندارم. دليلي هم براي پوشاندن اين قضيه نمي‌بينم. من معتقدم هر فردي از هر جنسي هست بايد بگويد. در تمام دنيا مشخص است كه آدم‌ها چطور فكر مي‌كنند و از آثار كارگردان‌ها مشخص است كه چه طرز تفكري دارند. اما در ايران، كارگردان در تلويزيون فيلم راجع به حجاب مي‌سازد و در سينما عليه حجاب! شما وقتي فضاي ذهني و فكري‌ات مشخص باشد بر اساس آن كار مي‌كني. در تلويزيون نشد، در سينما. يك مدت هم كه من نتوانستم اين دو كار را انجام بدهم، نشريه منتشر مي‌كردم. وي افزود: ما خيلي طولاني زندگي نمي‌كنيم كه بخواهيم آن را با دورويي پيش ببريم. البته ما اين مسأله را در ميان سياسيون نيز ديده‌ايم كه مثلا در برهه‌هاي مختلف زماني، رفتارهاي متفاوتي دارند و مي‌گويند با اين كار بخشي از تفكرات مقابل را جذب مي‌كنيم. اين كار دليلي ندارد و اگر امكان انجامش بود، حضرت علي(ع) اين كار را مي‌كرد. او هم طوري رفتار مي‌كرد تا شامي‌ها و معاويه‌اي‌ها و ... نيز خوش‌شان بيايد. مسأله اين است كه اگر انسان به درستي رفتار كند، بقيه نيز با او همراه مي‌شوند. وي تصريح كرد: من هميشه صريح گفته‌ام كه هيچ‌كدام از جناح‌ها را قبول ندارم. چون هيچ‌كدام‌شان ديدگاه‌شان نسبت به فرهنگ و هنر ديدگاه فرهنگي و هنري نيست. در دو فيلم «آقاي رئيس‌جمهور» و «ويرانگر» نيز به اين مساله پرداخته‌ام و آدم‌هاي مستقل، مشخص هستند. از نظر من جناح معنا ندارد اما مديران فرهنگ جناحي هستند و بر اساس جناح‌شان آدم‌ها را جذب مي‌كنند. يك فرهنگ هم در جامعه مديريت فرهنگي كشور ايجاد شده و آن هم جذب ناراضي است. تقريبا تمام معاونت‌هاي سينمايي كه مي‌آمدند، اولين كارشان جذب محسن مخملباف بود! ناراضي‌پروري و راضي نگه داشتن آنها همواره در اولويت است و كسي به راضي‌ها توجه نمي‌كند. البته در اين زمينه بايد هزينه بسياري كرد. فضاي استقلال خيلي سخت است. چون در زماني كه هيچ كس به تو توجهي نمي‌كند، تو به سر منشاء هستي نزديك مي‌شوي و با خود مي‌گويي خب، خدايي هم هست... * نگاه انتقادي به تخلفات و ناهنجاري‌هاي اجتماعي، خاصيت هنر انقلاب اسلامي است و فرزندان انقلاب اينگونه‌اند در ادامه اين نشست، «ابوالقاسم طالبي» در پاسخ به پرسش فارس درباره مهجور بودن سريال «بازگشت پرستوها» در طرح ملموس و مفاوت فضاي جبهه و پشت جبهه و ادامه اين نوع نگاه در فيلم‌هاي دهه بعد مثل «اخراجي‌ها» نيز تصريح كرد: اين سريال در زمان خود مخاطبان بسياري داشت. بازيگران خوبي در آن حضور داشتند. البته من اين مسأله را قبول ندارم كه فونداسيون نگاه «اخراجي‌ها» از سريال «بازگشت پرستوها» ريخته شده است. نگاه انتقادي به تخلفات و ناهنجاري‌هاي اجتماعي كه عموما از اردوگاه سرمايه‌داري بلند مي‌شود، خاصيت انقلاب اسلامي و هنر انقلاب است و فرزندان انقلاب هم همين گونه هستند. هر كس بخواهد در اين زمينه كار كند، به همين سمت و سو مي‌رود و اين مساله را كه كسي از كسي الهام گرفته، قبول ندارم. * ما الان نسلي داريم كه بسيار انقلابي‌تر و ولايي‌تر هستند وي افزود: «بازگشت پرستوها» به تحقيقاتي برمي‌گشت كه خود من در زمان آزادسازي آزادگان دفاع مقدس انجام داده بودم و آنچه خودم در جامعه مي‌ديدم. در نهايت به جايي رسيدم كه اين دو را در تقابل با يكديگر قرار دادم كه اسرا در سخت‌ترين شرايط نيز حامي و مدافع انقلاب اسلامي هستند و خيلي‌ها در آسان‌ترين شرايط نمي‌توانند سر مباني فكري خود بمانند. كارگردان فيلم «دست‌هاي خالي» درباره نگاه انتقادي جاري در «به كجا چنين شتابان» به مسأله اختلاف نسل‌ها، گفت: آقاي حاتمي‌كيا در دوره‌اي مساله اختلاف نسل‌ها را مطرح كرد كه اين جريان مد شد. البته من آن نوع نگاه را خيلي قبول ندارم. من اختلاف نسل‌ها را قبول دارم ولي اين مساله را كه تفكرات به نسل برمي‌گردد، قبول ندارم. گاهي يك نسل دچار يك لغزش فكري مي‌شود اما در كليت، ما تفكر ايراني و اسلامي داريم كه ناب است و باعث شده تا شيعه در ايران جايگاه محكمي پيدا كند. ازاين ديدگاه، اين كه بگوييم و تعميم بدهيم كه مثلا بچه‌هاي نسل حاضر مخالف پدران‌شان هستند كه به جبهه رفته‌اند، اشتباه است. ما الان نسلي داريم كه بسيار انقلابي‌تر و ولايي‌تر هستند و 9 دي و 22 بهمن اين مساله را نشان داد. اصلا نبايد نسلي، قومي و طبقه‌اي به اين مسائل پرداخت. انسان‌ها بايد به انسان بودن‌شان شناخته شوند. انسان‌ها وقتي زلال شدند، به انديشه‌هاي زلال نزديك مي‌شوند و اين مسأله به نسل و يا زمان بر نمي‌گردد و عكس آن هم صادق است. * خواستم اين سريال آينه‌اي روبه‌روي كساني باشد كه فكر مي‌كنند با نان حرام مي‌توان به جايي رسيد «ابوالقاسم طالبي» در ادامه نشست فارس اظهار داشت: آدمي كه من در «به كجا چنين شتابان» انتخاب كردم، فردي است كه مرتضي را براي نماز صبح بيدار مي‌كند. مرتضي نماينده گروهي از جوانان است كه به مسائل ديني و انقلابي اعتقاد دارد. اما بعد مي‌بينيم كه همين يونس كه براي مادربزرگش خيلي عزيز است و پدرش هم دوره‌اي به او نان حرام داده، چون خودش هم نمي‌خواهد كه به نصيحت‌ها گوش كند، به اين مشكلات مبتلا مي‌شود. وي اظهارداشت: مي‌خواستيم اين سريال يك آينه‌اي باشد براي كساني كه فكر مي‌كنند با نان حرام و گلدكوئيست و فروش زمين‌هاي مردم و ... مي‌توان به جايي رسيد. و اين را گفتم كه تا زماني كه كسي را نكشته‌اند و يا دست‌شان به خون كسي آلوده نشده، شايد بتوان راهي براي بازگشت‌شان پيدا كرد. در ادامه اين نشست، ابوالقاسم طالبي درباره شخصيت‌پردازي نقش‌هاي «به كجا چنين شتابان» نيز عنوان داشت: مشكلي كه ما در متون‌مان داريم اين است كه آدم‌ها سياه و سفيد هستند، در صورتي كه انسان‌ها در درون‌شان حالات مختلفي دارد. مگر مي‌شود فريدون عشق نداشته باشد؟ شخصيت فريدون نيز در عين عشق ورزيدن به همسر و فرزندانش، با سرسختي بسياري با دشمنانش برخورد مي‌كند. مشكل برخي كارهاي ما اين است كه شخصيت‌پردازي‌هاي ما شبيه فيلم‌هاي هندي است. خوب‌هاي‌مان كاملا خوب هستند و بدها نيز كاملا بد هستند اما در «به كجا چنين شتابان»، فريدون كاملا واقعي است. همين الان وقتي به چپاو‌ل‌گران بيت‌المال نزديك مي‌شويد، متوجه مي‌شويد كه برخي از آنها سوابقي دارند كه آدم باورش نمي‌شود و معلوم است كه اگر مي‌خواستيم اين آدم‌ها را در سريال تك بعدي نشان بدهيم، دچار اشتباه مي‌شديم. وي اظهار داشت: در اين سريال، ما حتي عزيز را هم كه سمبل خوبي بود، تك بعدي نشان نداديم و او با اين كه مي‌دانست يونس اشتباه مي‌كند، مريم را ترغيب مي‌كرد تا با يونس ازدواج كند. او هم جاهايي لغزش‌هاي كوچكي داشت و حتي در لحظاتي نشان مي‌داديم كه كتايون يك مادر واقعي است و فرزندش را دوست دارد. با اين كه با سياستمداري و تزوير با همسرش زندگي مي‌كند، ولي فرزندش را دوست دارد. يا جاهايي مي‌بينيم كه همدستان فريدون نيز گاهي دوست دارند از مسيري كه آمده‌اند، برگردند. * سياست را مي‌شناسم و نمي‌توانم از انقلابي بودن و مسلمان بودن خود فرار كنم طالبي در ادامه گفت‌وگو با فارس در پاسخ به اين پرسش كه آيا در قسمت‌هاي آخر سريال، عامدانه روي فرار با مال دنيا و زدودن تعلقات دنيايي تأكيد شده، گفت: من در فصل تعقيب و گريز سريال، نعش‌كشي را گذاشته بودم و قصد القاي ذهنيتي را داشتم كه اين عده‌، كركس‌وار به دنبال يك لاشه دنيوي بودند. اين نعش‌كش مي‌رفت و اين آدم‌ها هم به دنبالش. برخي درهمان نعش‌كش مي‌ميرند، برخي نعش كش را عوض مي‌كنند اما چون ماهيت فكري‌شان همان است، در راه دنيا هلاك مي‌شوند... البته هركدام در مقطعي احساس مي‌كنند كه چه اشتباهي كرده‌اند و چرا زندگي خود را پاي آن تباه كرده‌اند اما وقتي اين حقيت را درمي‌يابند كه زمان گذشته و در واقع دير متوجه اين اشتباه مي‌شوند. كارگردان مجموعه تلويزيوني «به كجا چنين شتابان» درباره ارتباط پايان بندي اين سريال با وضعيت و رويدادهاي سياسي اخير كشور و اشاره به برخي فريب‌خوردگان و همچنين ارتباط‌شان با سرويس‌هاي جاسوسي، گفت: من آدمي هستم كه سياست را مي‌شناسم و نمي‌توانم از انقلابي بودن و مسلمان بودن خود فرار كنم و اين مسائل را كتمان نمي‌كنم. بر اساس همين مسائل فيلم و سريال مي‌سازم. همچنين دخالت انگليس در ايران يك قصه تاريخي است و متأسفانه ما در بخش‌هايي از تاريخ، بيچاره انگليس بوده‌ايم. مردم بايد بدانند كه اين سرويس‌هاي جاسوسي همواره فعاليت مي‌كنند و در هر زمان و مكاني، به شكلي كار خود را انجام مي‌دهند. * در «به كجا چنين شتابان» از چند داستان واقعي گرته‌برداري كردم طالبي در پاسخ به اين سوال كه آيا داستان اين سريال برگرفته از ماجراي واقعي بوده، تصريح كرد: «به كجا چنين شتابان»‌ برگرفته از يك داستان واقعي نبوده و در واقع من از چند داستان واقعي گرته‌برداري كردم كه يكي از آنها ماجراي نگين غرب بود. وي همچنين پيرامون شكايت قوه قضاييه و بانك‌ها از اين سريال نيز گفت: زماني پيش مي‌آيد كه يك نفر واقعا به فردي ديگر يا يك مقام توهين مي‌كند. در «به كجا چنين شتابان» چنين اتفاقي رخ نداد اما گويا بعضي‌ها فرق بين توهين را با نقد و انتقاد نمي‌دانند. مثلا در بخش مربوط به بانك، ما قصد توهين به اين قشر را نداشتيم و اين مساله از جايي نشأت مي‌گيرد كه آدم‌ها فكر مي‌كنند چنين مسائلي وجود ندارد... تازه ما نشان داديم كه فرد رشوه‌گير دستگير شد. يا واژه «فس فس كردن» را به جاي «اطاله وقت» به كاربرديم كه كلمه ثقيلي است و مردم از آن استفاده نمي‌كنند. همان جا، من فكر مي‌كردم كه قوه قضاييه از ما تشكر مي‌كند چون روي چيزي تأكيد كرده‌ بوديم كه براي خود قوه قضائيه داراي اهميت بوده است. * مساله اين است كه شاكيان متوجه منظور من نشده‌اند. اتفاقا من از آنها دفاع مي‌كنم وي ادامه داد: ما پليس‌هايي داريم كه از قوه قضاييه دلخور هستند و مي‌گويند ما متخلفين را دستگير مي‌كنيم ولي سيستم قضا آنها را آزاد مي‌كند. ما آمديم يك سرهنگ را كه فهيم‌تر است، گذاشتيم كه از سيستم قضايي كشور دفاع كند. يك سرگرد خانم هم مي‌گويد كه سيستم قضا، فس فس مي‌كند. وي ادامه داد: وقتي سرهنگ مي‌گويد «قاضي روي طناب راه مي‌رود و دو طرفش آتش است». چرا هيچ كس به اين ديالوگ توجه نمي‌كند؟ طالبي در ادامه، در واكنش به برخي انتقادات و با ذكر اين نكته كه نقد بايد صورت بگيرد تا يك نفر جواب بدهد، اظهار داشت: به يكي از قضات كه بعدا متوجه شدم قاضي بسيار شريفي است، برخورده بود. در صورتي كه من اصلا منظورم همه اين قشر نبود. همچنين يك جاهايي قوه قضاييه سريع عمل نمي‌كند و اين مساله را رئيس اين قوه هم مي‌گويد. حال تصوير كردن اين قضيه چرا بايد موجب دلخوري شود؟ وي ادامه داد: ما قرار نيست كه با هم دعوا كنيم و به روي هم چنگ بكشيم. مساله اين است كه آنها متوجه منظور من نشده‌اند. اتفاقا من از آنها دفاع مي‌كنم. سره را از ناسره جدا مي‌كنم. *بايد آدم بي‌خودي باشم كه به خاطر عقايدم حاضر نباشم چند روزي به زندان بروم طالبي تصريح كرد: من همان وقتي كه اين شكايات مطرح شد، همان موقع مصاحبه‌اي كردم و گفتم كه در كار بعدي‌ام بيشتر نقد خواهم كرد. من بايد خيلي آدم پست و بي‌خودي باشم كه به خاطر عقايدم حاضر نباشم چند روزي به زندان بروم. ان هم در شرايطي كه مفسدين حاضرند كه زندان بروند! وي در ادامه با اشاره به اين كه كارهايي كه موفق هستند مدعي پيدا مي‌كنند، درباره زيرنويس شبكه تهران در پخش قسمت‌هاي پاياني سريال كه حاوي نوعي دلجويي از شاكيان بود، گفت: شبكه تهران قبل از بيانيه دادن حدود 15 قاضي، اقدام به زيرنويس مطلبي كرد كه من با آن مخالف بودم و جالب آن كه با من مشورت هم كردند و مخالفت خودم را ابراز كردم چون اين كار دليلي نداشت و ما كار خلافي نكرده بوديم. كارگردان «به كجا چنين شتابان» گفت: معلوم است كه ما با قوه قضاييه مشكل نداشتيم. چرا بايد تلويزيون تصريح كند كه ما نمي‌خواستيم زحمت نيروهاي پليس، قضات و مديران شريف بانك‌ها را خدشه‌دار كنيم؟ اين مساله كاملا مشخص است. كارگردان سريال پربيننده «به كجا چنين شتابان» در ادامه اين نشست گفت: «به كجا چنين شتابان» سريالي است كه با آيات قرآن شروع شده و تقديم به ساحت مقدس حضرت فاطمه(س) مي‌شود، آن هم در اين وادي كه در عرصه هنر، همه نمازشان را يواشكي مي‌خوانند. من اين سريال را به ايشان تقديم كردم و معتقدم اگر ايشان بپذيرند، آن وقت در دل‌ها مي‌نشيند و موفق مي‌شود. من قصد نداشتم كه اول سريال عنوان كنم اين اثر تقديم به حضرت زهرا(س) است اما يكي از دوستان سكولار گفت كه اين كار باعث از دست دادن مخاطبان شما مي‌شود و همين جمله باعث شد تا من بگويم اگر قرار است با اين كار من مخاطبم را از دست بدهم، بگذار اينگونه شود و از قسمت دوم به بعد، آن جمله به ابتداي عنوان بندي سريال اضافه شد و ديديم كه سريال با چه مخاطبي روبه‌رو شد. * در هر قسمت تقريبا 30 تا 40 مورد مميزي داشتيم به گزارش فارس، در ادامه اين نشست «ابوالقاسم طالبي» درباره مميزي‌هاي رخ داده در سريال نيز اظهار داشت: ما در هر قسمت تقريبا 30 تا 40 مورد مميزي داشتيم. ما با تلويزيون كار مي‌كنيم كه يكسري ضوابط دارد. وقتي آن را مي‌پذيريم، پس بايد قواعد آن را رعايت كنيم. منتها تلويزيون تلورانس دارد. پخش چيزهايي مي‌نويسد و مدير فيلم و سريال به خاطر اشرافش بر فيلمنامه آن را مي‌پذيرد، ولي باز هم جا دارد كه با مدير شبكه صحبت كنيم و يا حتي با رئيس سازمان صداوسيما. البته اين اتفاق زماني مي‌افتد كه شما زمان و فرصت كافي داشته باشيد وگرنه اين اتفاق نمي‌افتد. * كسي كه پول تلويزيون را مي‌گيرد و برج‌سازي مي‌كند، نمي‌تواند عليه برج سازي فيلم بسازد وي در پاسخ به پرسش فارس درباره لزوم اعتماد تلويزيون به كارگردان‌ها نيز گفت: اعتماد از زماني آغاز مي‌شود كه تلويزيون كار را به ما مي‌سپارد. اما از آنجايي كه تكليف فيلمسازان ما مشخص نيست، مجبورند كه مدام چك كنند. من در پخش سريال دچار سندرم سفارش و نظارت شده بودم و آقاي ضرغامي سفارش كرده بودند كه كار آقاي طالبي را محكم بگيريد تا چيزي از دستتان در نرود! اين مساله به تكرارها هم رسيد و در تكرار سريال، برخي صحنه‌ها حذف مي‌شد. البته برخي سايت‌ها زده بودند چون طالبي با آقاي ضرغامي دوست است، مي‌تواند اين حرف‌ها را بزند. در صورتي كه آنهايي كه منتقد اين قضيه هستند، اصلا سمت گفتن اين حرف‌ها نمي‌روند كه كسي به آنها بگويد اين حرف را نزن! نمي‌روند چون منافع‌شان به خطر مي‌افتد. كسي كه پول تلويزيون را مي‌گيرد و برج‌سازي مي‌كند كه نمي‌تواند عليه برج سازي فيلم بسازد. * رويگري كاملا نقش خود را فهميد، بابك حميديان بازيگر فوق‌العاده خوبي است به گزارش فارس، در بخش ديگري از اين نشست، طالبي درباره انتخاب بازيگران «به كجا چنين شتابان» گفت: آقاي رويگري كاملا نقش را خود را فهميده بود و وقتي جلوي دوربين مي‌رفت، به طور كامل در نقش خود حل مي‌شد. 60 درصد كارگرداني انتخاب درست عوامل و بازيگران است. در ايران به دليل وجود فضاي توليد تله‌فيلم و قيمت‌هايي كه در پي آن ايجاد شده، جمع آوري يك كستينگ خوب بسيار مشكل شده است. البته در «به كجا چنين شتابان» من بيشتر دنبال بازيگر بودم تا چهره. مي‌خواستم بازيگري باشد كه تئاتر هم بلد باشد. درباره جوانان هم تلاش كردم كساني را بياورم همه‌شان تئاتر كار كرده‌اند، بياورم. به جز چند نفر كه من را خيلي در بازي اذيت كردند تا نقش را بگيرند، بقيه همه بسيار خوب بودند. بابك حميديان فوق‌العاده بازيگر خوبي است. به شدت به كارش علاقه دارد و ادا و اصولي نيست. گاهي ناز مي كرد كه به او مي‌گفتم چرا اين كار را مي‌كني و مي‌گفت چون تو مثل پدرم هستي، به خودم اجازه مي‌دهم برايت ناز كنم! * رويگري: با «به‌كجا چنين شتابان» شناخت مردم از من 100 درصدي شد رضا رويگري كه در نشست نقد و بررسي مجموعه تلويزيوني «به كجا چنين شتابان» در خبرگزاري فارس حاضر شده بود، در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: من اول براي نقش هاتف در اين سريال قرارداد بسته بودم و زنده ياد شكيبايي قرار بود نقش فريدون را بازي كند. بعد كه متن‌ها آماده شد، من متن را خواندم و ديدم كه چقدر پيچيده است و ابعاد مختلف انساني دارد. ولي هاتف كمتر اين ابعاد را داشت. به همين دليل خودم به آقاي طالبي گفتم كه مي خواهم اين نقش را بازي كنم. وي ادامه داد: تا هفت قسمت اول سريال «به كجا چنين شتابان» با توجه به رفتار اين شخصيت، كسي متوجه منفي بودن آن نمي‌شد و خيلي‌ها فكر مي‌كردند شخصيت مثبت سريال اين آدم است. از يك جاهايي كم كم خودش را رو مي‌كند و حتي در جايي خودش مي‌كشد و خودش هم برايش گريه مي‌كند. من مشابه چنين افرادي را ديده‌ام و علت رفتار‌شان اين است كه منافع شخصي خود را در خطر مي‌بيند. رويگري درباره پيچيدگي‌هاي نقش فريدون برخلاف ساير نقش‌هاي منفي سينمايي و تلويزيوني، تصريح كرد: پيچيدگي‌هاي اين شخصيت بسيار ماهرانه در آن گنجانده شده بود و در واقع بايد بگويم اين يكي از كارهايي است كه حتي خستگي كارهاي ديگر مرا به در كرد. وي اظهار داشت: اگر تا قبل از اين مردم 30 درصد من را مي شناختند، حالا ديگر 100 درصد مي شناسند آن هم با عشق. با اينكه اين يك نقش منفي بود، مردم محبت بسياري به من نشان مي‌دهند. ما براي مردم كار مي كنيم. من جانم را براي يك وجب از خاك مملكت و مردمم مي‌دهم و آنها را دوست دارم. رضا رويگري ادامه داد: وقتي مردم راضي هستند و مي‌بينم كه كار قابل قبولي انجام داده‌ام، احساس رضايتمندي مي‌كنم. اين سريال تولدي ديگر و دوباره‌اي براي من در عرصه تلويزيون بود. من روز اول به آقاي طالبي قول دادم كه او را سرافكنده نكنم و خوشحالم كه در «به كجا چنين شتابان» موفق شدم. وي درباره تأثير كارگردان در ايفاي نقش خود، گفت: من با حميد نعمت‌الله و ابوالقاسم طالبي راحت كار مي‌كنم چون آنها من را در كارم راحت مي‌گذارند. بازيگر بايد خودش نقش را بفهمد و بازي كند. اگر ايرادي داشت، كارگردان آن را روتوش كند نه اينكه مسير حركت، حس، زاويه نگاه و .. را به بازيگر بگويد. اين كه ديگر بازي نمي‌شود. فقط يك بازي مصنوعي و غير قابل باور درمي‌آيد كه مخاطب نيز آن را نمي‌پسندد. وقتي بازيگر خود درست حركت مي‌كند، فقط به روتوش كارگردان نياز دارد. اگر من بازيگر نتوانم اينگونه ايفاي نقش كنم، پس در 40 سال بازيگري چه ياد گرفته‌ام؟ وي اظهار داشت: المپيك جاي تجربه نيست و بايد بروي و مقام بياوري. جلوي دوربين نيز جاي كسب تجربه نيست. آنجا بايد آموخته‌ها و تجربه‌هايت را رو كني. بايد كار حرفه‌اي كني تا مردم نيز آن را بپذيرند. رويگري تصريح كرد: در مجموعه «به كجا چنين شتابان» من به قدري نقش را دوست داشتم كه جلوي دوربين كاملا عوض مي‌شدم. * من مي‌خواستم در اين سريال زندگي را نشان بدهم در بخش ديگري از اين نشست، كارگردان «به كجا چنين شتابان» همچنين درباره انتقاداتي كه به ريتم كند سريال وارد شده، تصريح كرد: من مي‌خواستم در اين سريال زندگي را نشان بدهم. فضايي كه در فيلم‌هاي خارجي مي‌بينيد، واقعي نيست. مي‌خواستم يك آينه بگذارم جلوي مردم و به آنها بگويم كه خانواده و ريشه شما اين است. شب عيد و عزا و ... اين است. هفت الي هشت قسمت هم به همين شيوه ادامه داديم، اما متوجه شديم به‌خاطر ذائقه‌سازي‌هايي كه انجام شده، اين شيوه فراتر از عادت و طاقت مخاطب است. خودمان هم اذيت مي‌شديم. در نهايت نيز بسياري از پلان‌هايي كه گرفته بوديم، دور ريختيم. ما به سريال آب نبسته بوديم و روند سريال همين گونه بود. زندگي اين است. شما در شب عيد پلو ماهي مي‌پزيد، ميوه مي‌خريد، ملحفه‌ها را درمياورديد و عوض مي‌كنيد... من مي‌خواستم زندگي كاملا ملموس باشد. سر اين كار خيلي زحمت كشيدم و حتي در برخي روزها، فقط 2 دقيقه از كار را مي‌گرفتم. وي ادامه داد: ما با گذاشتن وقت روي بخش‌هاي مربوط به پول گرفتن از بانك‌هاي مختلف، مي‌خواستيم به زبان تصوير نشان بدهيم كه اين آدم‌ها، ده‌ها حساب دارند، در تمام بانك‌ها پول دارند و به نظر خودمان، جهت تأثير دفعات نمايش اين قضيه بر ذهن مخاطب، بايد اين تصاوير را نشان مي‌داديم. درباره صحنه‌هاي مربوط به جاده‌هاي شمال هم بايد بگويم كه من مي‌خواستم بگويم اين آدم‌ها حرفه‌اي و در كار خود استاد هستند. طالبي تصريح كرد: آب بستن در سريال، اين است كه يك اسب را از آن انتها مي‌گذارند مي‌دود تا اين جلو و حدود 4 الي 5 دقيقه وقت مي‌برد... سريال «به كجا چنين شتابان» خيلي خلاصه شد. در روند سريال به زندگي هركدام از شخصيت‌ها نگاه متمركزتري مي‌شد كه اين بخش‌ها حذف شدند. مثلا داستان زندگي‌ بهار و مرتضي نصفه ماند. * به جامعه‌ام توجه مي‌كنم ولي باج به مخاطب نمي‌دهم كارگردان فيلم «عروس افغان» عنوان داشت: مردم كارهاي غير واقعي را دوست دارند ولي من باج به مخاطب نمي‌دهم. زماني كه مردم فيلم‌هاي دختروپسري مي‌ديدند، من فيلم «نغمه» را ساختم. زماني كه فيلمسازان وارد فضاي اعتراضي و سياسي و ... شده بودند، من در روندي معكوس «آقاي رئيس جمهور» را ساختم. زماني كه همه فيلم‌هاي سبك افغاني و... مي‌ساختند، من با نگاهي متفاوت، فيلم «عروس افغان» را ساختم. وي ادامه داد: من به جامعه‌ام توجه مي‌كنم ولي باج به مخاطب نمي‌دهم. به نظرم فيلمساز يكي از كارهايش ذائقه‌سازي است و اگر صرفا به ذائقه‌هاي مرسوم توجه كني، كم كم رو به پايين مي‌روي و روزي مي‌رسد كه تو بايد به ساز مخاطب برقصي تا او خوشش بيايد! وي در ادامه گفت و گو با فارس گفت: ما در ساخت سريال به جزئيات توجه خاصي داشتيم چون مي خواستيم به مخاطب احترام بگذاريم و به او مسائل را واقع‌گرايانه و با نگاهي جزئي‌نگر نشان بدهيم تا جواب سوالاتش را بگيرد. وي تصريح كرد: من در اين سريال مي خواستم بگويم آدم‌هايي هستند كه در ايران به سرويس هاي جاسوسي وصل هستند. اين آدمها شاخ ندارند. در خيابان يك پرچم انگليس دور خود نپيچيده اند، در كنار ما هستند و حتي در برخي جاها خود ما مي توانيم از آنها باشيم. اگر بخوايهم زياده خواهي و خيانت كنيم دچار آنها مي شويم. شما تاريخ صد سال گذشته را ببينيد، رد پاي انگليسي‌ها را مي بينيد. ما بايد ساده انگاري را از مردم بگيريم. ما از اول مي خواستيم بگوييم كه به والدين خود احترام بگذاريد. طي ساله اي اخير فضا به سمتي رفته كه انگار پدر و مادرها و بزرگ ترها متوجه چيزي نيستند و فقط حق با فرزندان است. من مي خواهم بگويم اينگونه نيست. * بازيگران ما با لطف‌شان، دستمزدهاي بسيار كمي گرفتند وي افزود: بازيگران ما با لطف‌شان، دستمزدهاي بسيار كمي گرفتند چون مي‌دانستند ما مي‌خواهيم كار متفاوتي بسازيم و قصد داريم از هنر آنها، استفاده كنيم. به جز يكي از بازيگرانم مابقي همه دستمزد پايين گرفتند. سر آن بازيگر هم من از آقاي شكوهي درخواست كردم كه حتما با او قرارداد ببندد، چون به او احتياج داشتم. اين بازيگر هم فكر مي‌كرد حدود 18 ماه در كار حضور خواهد داشت اما ما توانستيم با 5 ماه كار او را به پايان برسانيم. * سريال ابتدا متعلق به شبكه دو بود وي در پاسخ به اين سوال كه چرا اين سريال در شبكه تهران ساخته شد؟، اظهارداشت: اين سريال متعلق به شبكه دو بود ولي آقاي معصوم‌زادگان از ما خواست تا اين سريال را در اين شبكه بسازيم. با مدير شبكه دو صحبت كردم و ايشان هم قبول كردند كه اين سريال را به شبكه تهران بدهند و در مقابل سريال طلاق از شبكه دو به شبكه تهران منتقل شد. وي افزود: البته من نمي‌دانستم كه شبكه تهران محدويت مالي و پخش دارد. اول گفتند براي ماه رمضان بسازيم ولي كار آماده نشد. ابوالقاسم طالبي درباره استفاده از ديزالو‌هاي زياد در قسمت‌هاي پاياني سريال نيز گفت: شرايط فيلمبرداري ايجاب مي‌كرد كه از اين روش استفاده كنيم ضمن آن كه ما همه اين تصاوير را گرفته بوديم اما براي اين كه زمان كوتاه‌تر شود، بخش‌هايي را كوتاه مي‌كرديم. درباره استفاده از ديزالو مثلا در بخش حركت نعش‌كش، به دليل محدوديت فضاي ماشين، مجبور به انجام اين كار شديم. طالبي درباره قاب‌بندي هاي سريال كه بر اساس مديوم سينما صورت گرفته بود نيز تصريح كرد: ما از ابتدا قصد داشتيم كه يك سريال با استانداردهاي فني بالا بسازيم. كارگردان تلويزيوني هم نداشتيم. از اول مثل يك كار سينمايي دكوپاژ مي‌كرديم و كار انجام مي‌داديم. وقتي آدم مي‌خواهد با كارش حرف بزند، بايد از همه لحاظ روي كيفيت آن كار كند. * تمام سريال‌ها به سفارش تلويزيون ساخته مي‌شود وي درباره اين مسأله كه گفته مي‌شود سريال «به كجا چنين شتابان» سفارشي ساخته شده، اظهار داشت: اول اينكه تمام سريال‌ها به سفارش تلويزيون ساخته مي‌شود. دوم اينكه الان سفارشي شدن به يك فحش تبديل شده است. ضمن اين كه تمام كارها يا به سفارش تهيه‌كننده است يا به سفارش يك ارگان و همه فيلم‌ها سفارشي است. اما اگر منظورتان اين است كه مثلا آقاي رئيس جمهور به من زنگ زده و گفته مثلا مسكن مهر به تو مي‌دهم و برايم سريال بساز، نه رئيس جمهور اهل اين حرف‌ها است و نه من! * انگليسي‌ها هم اگر بتوانند از «به كجا چنين شتابان» شكايت مي‌كنند! وي درباره خشونت موجود در بخش‌هاي پاياني سريال «به كجا چنين شتابان» گفت: وقتي شما با چگونگي فعاليت سازمان‌هاي جاسوسي جلو مي‌روي، ديگر خشونت و ارتكاب آن، دست من نيست، دست آنهاست. آنها به هيچ چيز رحم نمي‌كنند و برايشان مهم نيست. طالبي درباره نقش «حسن شكوهي» در اين سريال، گفت: وي بيشتر طنز بازي كرده ولي وقتي پيشنهاد نقش غلومي را به او دادم، روي حرف من حرف نزد. اين نقش در طول سريال كم كم مسأله‌دار شده بود و مي‌گفتند كه چرا غلومي يك گوشه ايستاده؟ برخي از سايت‌ها هم نوشتند طالبي مي‌خواسته هواي تهيه كننده را داشته باشد، او را مثل يك كوزه و گلدان كنار صحنه گذاشته است. مشخص است اينها نه من را مي‌شناسند، و نه درام را! آقاي شكوهي نقش همان جاسوس ساكتي را بازي كرد كه همه جا هست ولي ديده نمي‌شود. مثل كشميري مي‌ماند. او يكباره مثل يك آتشفشان فوران كرد و رئيس جمهور كشور ما را گرفت و اگر امام خميني (ره) نبود، اين انقلاب رفته بود. آقاي شكوهي اين نقش را داشت. سكوتي كه يكباره همه چيز را به هم مي‌ريزد. در حقيقت، من در اين سريال و با اين نقش، به تمام بينندگانم رودست زدم. وي در پاسخ به اين كه فكر نمي‌كند در ادامه شكايات مختلف داخلي، انگليسي‌ها هم از وي به دليل خلق كاراكتر «غلومي» كه براي انجام جناياتش متصل به اينتليجنت‌سرويس بود، شكايت كنند، گفت: تا حالا كه شكايت نكرده‌اند اما اگر بتوانند، بعيد نيست كه آنها هم دست به شكايت ببرند! * قرار بود سامي يوسف و ياني ترانه و موسيقي «به كجا چنين شتابان» را كار كنند طالبي درباره موسيقي متفاوت سريال و ترانه پاياني آن، با اشاره به ارزش‌هاي كار آهنگساز و خواننده «به كجا چنين شتابان» گفت: اول قرار بود سامي يوسف ترانه «به كجا چنين شتابان» را بخواند كه تست زديم و به دل‌مان ننشست. البته براي موسيقي سريال با «ياني» هم صحبت كرده‌ بوديم كه هزينه‌هايش خيلي بالا بود. راجع به خواننده هم چند تن از خوانندگان براي من نمونه كار فرستادند، با آقاي «همايون شجريان» نيز سر مسائل مالي به توافق نرسيديم در نهايت، چون مي‌خواستم به سنت‌ها برسم، به آقاي افتخاري رسيدم كه براي جايگاه خود ارزش زيادي قائل است و البته خيلي به ماديات اهميت خيلي زياد نمي‌دهد و خوشحالم از اين كه نتيجه كار را مردم پسنديده‌اند. وي درباره اضافه شدن تنظيم كننده ملودي تيتراژ پاياني سريال نيز گفت: دختر آقاي افتخاري در تنظيم ترانه وي كمك كرده بود كه نام وي را به عنوان‌بندي انتهايي اضافه كرديم. وي درباره عنوان‌بندي متفاوت ابتدا و انتهاي كار نيز گفت: ما در «به كجا چنين شتابان» ابتدا اين تيتراژ را نداشتيم. دو روز قبل از پخش در فشار بسيار زيادي، ذهنم به كوچه باغ، عزيز و بركت رسيد و آن را ساختيم. موسيقي هم روي تيتراژ نشست و براي ساخت اين عنوان‌بندي، يك لوكيشن طراحي شد و يك پنجره ساختيم و نتيجه فعلي به دست آمد.

انتهاي پيام/ا

Share/Save/Bookmark

آخرین اخبار فرهنگی

محب اهری: به خاطر اختلاف‌های سیاسی «مبصر پنج ساله» تعطیل شد
تهیه کننده، کارگردان و بازیگران مجموعه «مبصر پنج ساله» می‌گویند که در شرایط حاضر، برنامه‌های نمایشی ویژه کودکان و نوجوانان
عكس: مهناز افشار و برخی هنرمندان در مراسم ختم ایرج قادری
عكس: مهناز افشار و برخی هنرمندان در مراسم ختم ایرج
تصاویری از لیلا بلوکات تا فرزاد حسنی در مراسم رونمایی از آلبوم موسیقی!
مراسم رونمایی آلبوم «سایه روشن» به خوانندگی شاهین آرین برای دیدن تصاویر در سایز بزرگ، آنها را ذخیره
تقلید فاطمه گودرزی از عادل فردوسی‌پور 25 ارديبهشت 1391, 06.05 فرهنگی و هنری
تقلید فاطمه گودرزی از عادل فردوسی‌پور
فاطمه گودرزی بازیگر سینما که مهمان آخرین برنامه فریدون جیرانی بود در ابتدای صحبت‌هایش گفت که می‌خواهد به تاسی از عادل
پسر ایرج قادری در مراسم یادبود پدرش (عکس) 23 ارديبهشت 1391, 04.58 فرهنگی و هنری
پسر ایرج قادری در مراسم یادبود پدرش (عکس)
مراسم یادبود ایرج قادری بازیگر و کارگردان سینما جمعه 22 اردیبهشت‌ماه با حضور اهالی هنر در مسجد الجواد برگزار
سریالی که پژمان بازغی را به شهرت رساند +عکس 19 ارديبهشت 1391, 05.25 فرهنگی و هنری
سریالی که پژمان بازغی را به شهرت رساند +عکس
پژمان بازغی سال 1380 در مجموعه تلویزیونی «گمگشده» مقابل دوربین رامبد جوان قرار
معرفی فیلم های روز جهان: کلبه ای در جنگل 17 ارديبهشت 1391, 05.54 فرهنگی و هنری
معرفی فیلم های روز جهان: کلبه ای در جنگل
كلبه در جنگل (2011)- كارگردان‌: درو گودارد- فیلمنامه‌نویسان‌: جاس ویدون و درو گودارد- مدیر فیلمبرداری: پیتر دمینگ- تدوینگر: لیزا
ایرج قادری 4 صبح امروز درگذشت 17 ارديبهشت 1391, 05.12 فرهنگی و هنری
ایرج قادری 4 صبح امروز درگذشت
«ایرج قادری» بازیگر و کارگردان سینما ساعت 4 صبح امروز در بیمارستان مهراد تهران در
گزاش از ازدواج هایی با عمر 56 ساعت یا نوزده روز! 10 ارديبهشت 1391, 05.19 فرهنگی و هنری
گزاش از ازدواج هایی با عمر 56 ساعت یا نوزده روز!
سرویس خواندنی های «فردا»: «ازدواج هالیوودی» یک اصطلاح در زبان انگلیسی است که به ازدواج بین سِلِبرتی‌های سینمای هالیوود
قهر رضا رشیدپور و تعطیلی شبکه ماهواره ای!! 05 ارديبهشت 1391, 05.02 فرهنگی و هنری
قهر رضا رشیدپور و تعطیلی شبکه ماهواره ای!!
پس از قهر رضا رشیدپور مجری سابق صداوسیما از شبکه ایرانیان، ظاهراً این اتفاق باعث افزایش مشکلات این شبکه ماهواره ای شده
You are here:   Homeفرهنگی و هنری نسخه چاپي ارسال به دوستان گزارش كامل نشست «به‌كجا چنين شتابان» در فارس؛
| + -