بنر

افسوس تکراری

سه شنبه ، 17 خرداد 1390 ، 05:26 Alireza
چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

پیری برای جمعی سخن میراند، لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار
خندیدند....

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه
میدهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید

Share/Save/Bookmark

جدیدترین داستان های کوتاه

You are here:   Homeداستان کوتاهافسوس تکراری
| + -